شمارهٔ ۱۴ - یار و دیار عارف قزوینی
عارف قزوینی / نامه ها و اشعار متفرقه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
یار اگر بیگانه با اغیار میشد بد نمیشد
وز صمیم قلب با ما یار میشد بد نمیشد
(جایگزین مسند درباریان سفلهپرور)
جنس قاطرچی و سردمدار میشد بد نمیشد
(کعبه افراد جانی، قصر شاه جورگستر)
گر که ویران بر سر «زوار» میشد بد نمیشد
این جراید کز پی تنویر افکارند، یکسر:
واجبی مالیده بر افکار میشد بد نمیشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به نقد جامعه و روابط میان مردم و قدرت میپردازد. او میگوید اگر دوست یا یاری با دیگران بیگانه و صمیمی بود، بد نمیشد. همچنین به جایگاههای اجتماعی و سیاسی افرادی که شایسته نیستند، اشاره میکند و میگوید اگر آنها بر کرسی قدرت نشسته بودند، باز هم بد نمیشد. در نهایت، از رسانهها نیز انتقاد میکند و میگوید که اگر هدف آنها روشنفکرکردن مردم باشد، این نیز نکته منفیای نیست. بهطور کلی، شاعر به وضعیت نامطلوب اجتماعی و سیاسی و عدم صداقت در روابط انسانی و رسانهای اشاره دارد.