نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ - در راه کردستان عارف قزوینی

عارف قزوینی / دردریات (مطایبه‌ها) / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

حشمت الملک آن که عنوانش

پیش من اینکه خواندمی خانش

روز از صحبتش به تنگم و شب

عاجز از قل قل قلیانش

مزه حرف بی رویه زدن

شیره کرده است زیر دندانش

گاه خواهد کند سکوت ولیک

چانه خارج بود ز فرمانش

راه طهران الی به کردستان

این چه خواهی ز یزد و کرمانش

غرقه در قلزم کثافت را

کی کند پاک آب بارانش

کاش کالسکه راه آهن بود

که بمردیم در بیابانش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف شخصیت حشمت‌الملک می‌پردازد که سخنانش شیرین و پر از جذابیت است. شاعر به تنگی روزها و شب‌ها در کنار او اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که صدای قلیان او به گونه‌ای است که نمی‌تواند آرامش یابد. همچنین به بی‌نظمی و بی‌پروایی در حرف زدن او اشاره می‌کند و می‌گوید حتی وقتی هم سکوت کند، کلامش خارج از کنترل است. شاعر به سفر طولانی از تهران به کردستان اشاره می‌کند و از وضعیت ناپسند و آلودگی مکان‌هایی که در آن قرار دارد، گلایه‌مند است. او آرزو می‌کند کاش وسایل نقلیه سریع‌تری مانند کالسکه یا قطار وجود داشت تا از این وضعیت رهایی یابند.