شمارهٔ ۲ - آمان عارف قزوینی
به نوشتهٔ عارف در دیوانش، این تصنیف سال ۱۳۲۶ ه. ق پس از مرگ شیدا در «ورود فاتحین ملت به طهران» ساخته شده است. موسی خان معروفی هم بعداً تنظیمی از این اثر صورت داد که کمابیش مبنای اجراهای بعدی قرار گرفت.
ای امان از فراقت، امان
مُردم از اشتیاقت، امان
از که گیرم سراغت، امان (امان امان امان امان)
مژده ای دل که جانان آمد
یوسف از چه به کنعان آمد
دور مشروطه خواهان آمد (امان امان امان امان)
عارف و عامی سر می نشستند
عهد محکم به ساقی بستند
پای خم توبه را بشکستند (امان امان امان امان)
چشم لیلی چو بر مجنون شد
دل ز دیدار او پر خون شد
خون شد از راه دل بیرون شد (امان امان امان امان)
شکرلله که هجران طی شد
دیده از روی او روشن شد
موسم عشرت و شادی شد (امان امان امان امان)
شکرلله که آزادی شد
مملکت رو به آبادی شد
موسم عشرت و شادی شد (امان امان امان امان)
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این تصنیف از عارف در دیوانش، پس از مرگ شیدا و در سال ۱۳۲۶ هجری قمری، در زمان ورود فاتحین به تهران ساخته شده است. موسی خان معروفی نیز بهطور später این اثر را تنظیم کرده که مبنای اجراهای بعدی شد. شعر به اشتیاق و دلتنگی نسبت به معشوق میپردازد و با بیان حال و روز عاشقان، احوالات زمان مشروطه و شادی ناشی از آزادی و آبادانی کشور را منعکس میکند. در این تصنیف، فرازهایی از عشق، هجران و خوشحالی به مناسبت آزادی و سرزندگی کشور به وضوح دیده میشود.