تصنیفها — عارف قزوینی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۲ - آمان — به نوشتهٔ عارف در دیوانش، این تصنیف سال ۱۳۲۶ ه. ق پس از مرگ شیدا در «ورود فاتحین ملت به طهران» ساخته شده است. موسی خان معروفی هم بعداً تنظیمی از این اثر صورت داد که کمابیش مبنای اجراهای بعدی قرار گرفت.
- شمارهٔ ۵ - برای افتخارالسلطنه - دختر ناصرالدین شاه — افتخار همه آفاقی و منظور منی
- شمارهٔ ۳ - نمیدانم چه در پیمانه کردی — نمی دانم چه در پیمانه کردی (جانم)
- شمارهٔ ۱ - دیدم صنمی — «دیدم صنمی سروقد و روی چو ماهی» یا بهاختصار «دیدم صنمی»، نخستین تصنیف عارف قزوینی است که سال ۱۳۱۵ ه. ق در دستگاه شور ساخته شد.
- شمارهٔ ۴ - نکنم اگر چاره — نکنم اگر چاره دلِ هرجائی را
- شمارهٔ ۶ - برای تاج السلطنه - دختر ناصرالدین شاه — تو ای تاج، تاج سر خسروانی
- شمارهٔ ۸ — نه قدرت که با وی نشینم
- شمارهٔ ۷ - دل هوس سبزه و صحرا ندارد — بهنوشتهٔ عارف قزوینی در دیوانش، دل هوس سبزه و صحرا ندارد هنگامی ساخته شده که شاه مخلوع، محمدعلیشاه بهتحریک روسها وارد گموشتپه شده بوده است.
- شمارهٔ ۱۲ — بلبل شوریده فغان میکند
- شمارهٔ ۱۱ - باد فرحبخش بهاری
- شمارهٔ ۱۴ - از کفم رها — عارف بنا به آنچه در دیوانش نوشته این تصنیف را پس از جدایی از «دوست وفادارش» استاد علیمحمد معمارباش، بین قم و اصفهان ساخته است (سال ۱۳۲۹ ه.ق).
- شمارهٔ ۱۳ - گریه را به مستی ... — عارف قزوینی گریه را به مستی را در شکایت از زمامداری ناصرالملک که در آن زمان نایبالسلطنه احمدشاه بود (سال ۱۳۲۸ ه.ق)، تصنیف کرده است.
- شمارهٔ ۹ - به مناسبت اخراج مورگان شوستر آمریکایی از ایران — ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود (حبیبم)
- شمارهٔ ۱۵ — ترک چشمش ار فتنه کرد راست
- شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده — عارف قزوینی در دیوان خود و در مقدمهای بر این تصنیف، آوردهاست:
- شمارهٔ ۱۶ - چه شورها — بنا به گفتهٔ عارف قزوینی در دیوانش، چه شورها در استانبول و پس از «معلوم شدن خیالات ترکها نسبت به آذربایجان» تصنیف شده است (اواخر سال ۱۳۳۶ ه.ق).
- شمارهٔ ۲۰ — امشب از آسیا، اروپا رفتی
- شمارهٔ ۲۱ — جان برخی آذربایجان باد
- شمارهٔ ۲۳ — «امیرزاده» گوید:
- شمارهٔ ۲۲ — امروز ای فرشتۀ رحمت، بلا شدی
- شمارهٔ ۱۹ — رحم ای خدای دادگر کردی؟ نکردی
- شمارهٔ ۱۷ — بماندیم ما، مستقل شد ارمنستان
- شمارهٔ ۲۴ — از خراسان در اعصار
- شمارهٔ ۱۸ — شانه بر زلف پریشان زدهای به به به
- شمارهٔ ۲۸ - مارش خون — خون چو سرچشمۀ آب حیات است
- شمارهٔ ۲۹ - مارش جمهوری — روی دلکش، موی دیجور
- شمارهٔ ۳۱ — «ژیان» هاف هافو شو هاف کن ببینم
- شمارهٔ ۳۰ — رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
- شمارهٔ ۳۲ - باد خزانی — تاریخ دقیق خلق این تصنیف معلوم نیست اما به عنوان آخرین تصنیف در دیوان عارف آمده و او آن را طبق گفتهٔ خودش در اسفند ماه ۱۳۰۳ ه.ش در تبریز «به یاد دلاوران آذربایجانی» خوانده است.
- شمارهٔ ۲۶ — ای دست حق پشت و پناهت بازآ
- شمارهٔ ۲۷ — تا رخت مقید نقاب است
- شمارهٔ ۲۵ - گریه کن — به مناسبت درگذشت کلنل محمد تقیخان پسیان
- شمارهٔ ۳۶ — باد صبا بر گل گذر کن
- شمارهٔ ۳۴ — بهار نو رسید
- شمارهٔ ۳۳ — گو به ساقی، کز ایاغی، ترکن دماغی
- شمارهٔ ۳۵ — بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد