شمارهٔ ۳۰ عارف قزوینی
عارف قزوینی / تصنیفها / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع
رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
ابقا به اعقاب قجر کردی نکردی
از این سپس میدان شاهان جهان را
گر از حلب تا کاشغر کردی نکردی
پیش ملل شرمندگیمان کُشت زین روی
ما را از این شرمندهتر کردی نکردی
در کینهخواهی خرابیهای ایران
ما را به شه گر کینهور کردی نکردی
در سایۀ این شاخه هرگز گل نروید
با تیشه قطع این شجر کردی نکردی
از تارک شاه قدرقدرت اگر دور
این تاج با دست قدر کردی نکردی
با مجلس شوری ز عارف گو جز این کار
فردا اگر کار دگر کردی نکردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که اگر اقداماتی در جهت حفظ و حمایت از ایران و مردمش نکرده، بنگرند که چگونه ملت ایران شرمنده و خوار شدهاند. او به تخریبهای حاصل از کینهتوزی و آسیبهایی که بر سر ایران آمده اشاره میکند و به شدت از اوضاع نگران است. همچنین، شاعر از قدرتهای زمان میخواهد تا در راستای نیکوکاری برای ملتشان عمل کنند و امیدوار است که فردا شرایط بهتری به وجود آید.