نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ - به مناسبت اخراج مورگان شوستر آمریکایی از ایران عارف قزوینی

عارف قزوینی / تصنیف‌ها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود (حبیبم)

جان نثارش کن و مگذار که مهمان برود (برود)

گر رود «شوستر» از ایران رود ایران بر باد (حبیبم)

ای جوانان مگذارید که ایران برود (برود)

به جسم مرده جانی، تو جان یک جهانی

تو گنج شایگانی، تو عمر جاودانی

خدا کند بمانی، خدا کند بمانی!

*****

*****

شد مسلمانی ما، بین وزیران تقسیم

هرکه تقسیمی خود کرد به دشمن تقدیم

حزبی اندر طلبت بر سر این رأی مقیم

کافریم ار بگذاریم که ایمان برود

به جسم مرده جانی...الخ

مشت دزدی شده امروز در این ملک وزیر

تو در این مملکت امروز خبیری و بصیر

دست بر دامنت آویخته یک مشت فقیر

تو اگر رفتی از این مملکت عنوان برود

به جسم مرده جانی...الخ

شد لبالب دگر از حوصله پیمانۀ ما

دزد خواهد به زمختی ببرد خانۀ ما

ننگ تاریخی عالم شود افسانۀ ما

بگذاریم اگر «شوستر» از ایران برود

به جسم مرده جانی...الخ

سگ چوپان شده با گرگ چو لیلی و مجنون

پاسبان گله امروز شبانی است جبون

شد به دست خودی این کعبۀ دل کن فیکون

یار مگذار کز این خانۀ ویران برود

به جسم مرده جانی...الخ

تو مرو گر برود جان و تن و هستی ما

کور شد دیدۀ بدخواه ز همدستی ما

در فراقت به خماری بکشد مستی ما

نالۀ عارف از این درد به کیوان برود

به جسم مرده جانی...الخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و نگرانی‌های شاعر دربارهٔ وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران اشاره دارد. شاعر نگران است که با رفتن برخی افراد و ارزش‌های انسانی از کشور، ایران به فساد و تباهی دچار خواهد شد. او به جوانان و مردم توصیه می‌کند که مراقب اوضاع باشند و نگذارند کشورشان به دست غفلت و بی‌مسئولیتی وجدان‌های بیدار از دست برود. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که هرچند زندگی و هویت ملی در خطر است، اما نباید تسلیم شد و باید برای حفظ کشور و ارزش‌ها تلاش کرد.