نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۵ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای خاطر مشتاقان مشتاق به پیغامت

گر نیست دعا باری شادیم بدشنامت

چون کنج قفس بشکست اندر نظرش گلشن

مرغی که نشیمن کرد اندر شکن دامت

از تلخی کام من آیا چه خبر داری

ای تنک شکر در تنک از چاشنی کامت

ایشیخ به بتخانه ترسا بچه ای دارم

کز چهره زند آتش بر خرمن اسلامت

در کوت نمی آیم تا پی نبرد اغیار

تا می نشناسندت هرگز نبرم نامت

تا عشق نسوزاند این پرده پندارت

بر فتوی پیر عقل خوانند همه خامت

تا عقل بسر داری معشوق رمد از تو

مجنون شو اگر باید وحشی صفتان رامت

صبحم رخ نیکویت شام خم گیسویت

زان صبح شبم تیره روزم سیه از شامت

از کوثر و تسنیمش آشفته چه حظ باشد

همچون خضر ار نوشد ته جرعه ای از جامت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، بیانگر longing و آرزوی عمیق شاعر برای عاشق و معشوقش است. شاعر از دل تنگی و درد فراق صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در سختی‌ها و دشواری‌ها، عشق او را به ادامه زندگی ترغیب می‌کند. او به تضادهای زندگی اشاره می‌کند، مانند تلخی کام و شیرینی عشق، و به محدودیت‌های اجتماعی و فکری که ممکن است عشق را تحت تأثیر قرار دهد، می‌پردازد. در نهایت، شاعر به زیبایی‌ها و خوشی‌های معشوقش اشاره کرده و با احساسی عمیق از وابستگی و عشق، عطر و زیبایی او را ستایش می‌کند.