نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۳ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اندر حریم حسن بتان غیر ناز نیست

در کیش عشق هم صنما جز نیاز نیست

پروردگان نعمت عشق اند این گروه

عشاق را بکعبه ظاهر نماز نیست

گفتی میا که سوزمت از پرتوی چو شمع

پروانه را زدادن جان احتراز نیست

در خورد و خواب آدم و حیوان مشار کند

جز عشق در میان سبب امتیاز نیست

از کشف سر شد ار سر منصور زیب دار

چون او کسی بر اهل نظر سرفراز نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان اهمیت عشق و ناز در زندگی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که در حریم زیبایی، نیازی به ناز نیست و در عشق، تنها نیاز به عشق واقعی است. او عشق را منبع نعمت می‌داند و عشقایان را افرادی مقدس می‌شمارد که در کعبه‌ی عشق نماز نمی‌گذارند. همچنین به سوزش پروانه به خاطر شعله‌ی شمع اشاره می‌کند و بیان می‌کند که این سوزش طبیعی است و نمی‌توان از آن پرهیز کرد. در نهایت، شاعر ادعا می‌کند که عشق موجب تمایز بین انسان و حیوان می‌شود و تنها افراد خاصی (مثل منصور) در نظر اهل نظر از این کشف عمیق بهره‌مند هستند.