شمارهٔ ۴۴ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر فهم کند طوطی شیرین سخنش را
بر تنک شکر نیک گزیند دهنش را
آن لب که در او هیچ مجال سخنی نیست
کس را چه دهن تا که بگوید سخنش را
ترسم که کند رنجه تنش را ورق گل
از نکهت گل گر بکند پیرهنش را
از سلطنت مصر کند میل تک چاه
یوسف نگرد باز چو چاه ذقنش را
آئی چه مسیح ار بسر خاک شهیدان
از شوق تو مرده بدراند کفنش را
شیرین که دریدی شکم از خنجر خسرو
میخواست ملاقات کند کوهکنش را
از نی شکر آرد بهوای لب نوشت
آشفته به بین خامه شکر شکنش را
نخلش ندهد بار بجز میوه مدحت
کز مهر تو داد آب همه بیخ و بنش را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره طوطی و سخنان شیرین اوست و تأکید میکند که اگر طوطی توانایی فهم کلمات خود را داشته باشد، باید از شکر نیکو برای بیان آنها استفاده کند. شاعر به عدم توانایی برخی در بیان احساسات و کلمات اشاره میکند و نگرانی خود را از رنج و دردهایی که ممکن است به واسطه وابستگی به زیباییها ایجاد شود، ابراز میکند. همچنین، به عشق و علاقه عمیق اشاره شده و از فداکاریها و آرزوهای عاشقانه سخن میگوید. در نهایت، تأکید بر میوههای محبت و دلدادگی و اهمیت آنها در زندگی بیان شده است.