نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۵ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

آنان که بشمع تو پروانه صفت سوزند

شاید که به هر محفل آتشکده افروزند

رخسار تو خورشید است زاغیار چه میپوشی

کاینان همه خفاشند ناچار نظر دوزند

عشاق تو میسوزند در آتش و میسازند

این بلبل و پروانه در عشق نو آموزند

جز کشته عاشق را برق تو نخواهد سوخت

صد خرمن اگر در دشت زهاد براندوزند

آیا چه طمع دارند از وصل تو در فردا

آنان که همه منکر در عشق تو امروزند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و جاذبه‌ای است که معشوق بر دل عاشقان دارد. شاعر می‌گوید افرادی که مانند پروانه به دور شمع (محبوب) می‌چرخند، امید دارند که با عشق خود در هر محفل شعلۀ جدیدی بیافروزند. او زیبایی معشوق را به خورشید تشبیه می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که دیگران که شایسته نیستند، به ناچار باید به طرف او نگاه کنند. عاشقان در آتش عشق می‌سوزند و درس‌هایی از بلبل و پروانه می‌گیرند. در نهایت، شاعر به این سوال می‌پردازد که آیا کسانی که امروز از عشق می‌گذرند، واقعا به وصال معشوق امید دارند؟