شمارهٔ ۵۴۳ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کمتر بنفشه بوی کن ای غیرت بهار
ترسم که باغ روی تو گردد بنفشه زار
نه حاجتی بگل بودش نه بسنبلی
آنرا که باغ چهره بهار است و مو تتار
ای بوستان معنوی از داغ صورتت
زاطراف عاشقان تو چون لاله داغدار
گلراست پنجروزه تو را حسن بر دوام
آنرا خزان قرین و تو را نوبهار یار
گر بلبلی بنالد بر گلبنی زشوق
عشاق در نوا بگل روی تو هزار
سرو از تو ناز دارد و نسرین زتو صفا
حسن گلست از تو بگلزار مستعار
آشفته را مران تو زگلزار خویشتن
بی عندلیب نیست سزا طرف لاله زار
وانگاه عندلیبی و دستان سرای شاه
حیدر که آفرینش از او جوید افتخار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت بهار و گلها است و به ارزش و معنای عشق اشاره میکند. شاعر از باغ و گلها به عنوان نمادهای عشق و زیبایی یاد میکند و نسبت به کمبود عشق و زیبایی در محیط نگرانی دارد. او به لاله و گلها اشاره میکند و میگوید که بدون عشق و محبت، زیباییها بیمعنا میشوند. همچنین، شاعر به شخصیت حیدر به عنوان یک نماد الهامبخش اشاره میکند و او را منبع افتخار میداند. در کل، شعر تأکید بر اهمیت عشق و زیبایی در زندگی دارد.