نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۵ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یارش مخوان که شکوه کند از جفای یار

یا بر رضای خود نه پسندد رضای یار

گر کار یار حمل کنی بر خطا خطاست

باید صواب محض شماری خطای یار

قربان کشند و خوان بنهند از برای دوست

ما خویشتن بخون بکشیم از برای یار

نام حبیب کس نبرد پیش مدعی

حاشا که با رقیب بگویم جفای یار

هیهات کز جفا بنهم دامنش زدست

با تیغ برندارم سر را زپای یار

ما را هوای حور و قصور بهشت نیست

جا کرده است در سر ما تا هوای یار

باغ نعیم بی تو بود آتش جحیم

طوطی و حور کس ننشاند بجای یار

آشفته شیخ شهر بذکر و نماز شب

ما راست ورد صبح و شبانگه دعای یار

آفاق سربسر همه در سایه علی است

ما افتاده سایه صفت از قفای یار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و وفاداری شاعر به محبوبش پرداخته و تأکید می‌کند که هر گونه خطا و جفا از سوی محبوب را نادیده می‌گیرد و تنها او را می‌ستاید. شاعر اعلام می‌کند که برای دوست خود قربانی می‌شود و هیچ کس را در این زمینه شایسته‌تر از محبوب نمی‌داند. هم‌چنین، او به هیچ‌وجه از عشق و محبتش نسبت به محبوب کم نمی‌کند و حتی در مواجهه با رشک و رقابت از بیان عشق خود دریغ نمی‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که فقط عشق به یار برای او اهمیت دارد و بهشت و نعمت‌های آن بدون وجود محبوب بی‌معناست.