شمارهٔ ۶۶۰ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مدعی تا چند میپرسی تو از اسرار دل
چشم تر افکند بیرون نقطه پرگار دل
رشته زنار بگسستی ولی بت در بغل
گر توانی بگسل ای جان رشته زنار دل
شاهد معنی بود بیرنگ آیینه بیار
زرد و سرخ و سبز دان از پرده زنگار دل
پرتو رحمن نتابد در درون سینهات
تا که داری نقش شیطان بر در و دیوار دل
وصل جانانت میسر نیست جز ایثار جان
جان نخواهد صاف شد الا به استظهار دل
هرکه از نفس و هوا بگذشت و بیرون شد ز تن
پای تا سر جان شود بیشبهه برخوردار دل
غیر نقش مرتضی اندر درون پرده نیست
لاجرم گر پرده برداری شبی از کار دل
تا به کی آشفته گوشت وقف موسیقی بود
گوش جان بگشای بر الحان موسیقار دل
عقل موسی و قبس عشق است و سینا سینهاش
نور سینا نیز باشد پرتوی از نار دل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی موضوعاتی همچون اسرار دل، عشق، و ارتباط با حقیقت پرداخته است. او به شنونده یادآوری میکند که از کنجکاوی و پرسشهای بیپاسخ در مورد دل و عواطف دست برداشته و به جای آن، به عمق وجود و احساسات خود بپردازد. همچنین به این نکته اشاره میکند که تنها با ایثار و فداکاری میتوان به آشتی با خود دست یافت و درک عمیقتری از عشق و حقیقت دریافت. شاعر به نقش روحانی مرتضی و زیباییهای دل اشاره کرده و میگوید که اگر پردهبرداری از آنچه در دل است انجام شود، بسیاری از رازها روشن خواهد شد. در نهایت، او به اهمیت گوش دادن به موسیقی روح و عشق در زندگی تاکید دارد.