نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۷ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل

نقش حرم دیر بدیده شده باطل

فکر دهن تنگ تو در وهم محال است

حل شد زلبت گرچه بدل عقده مشگل

زاهد نگشاید گره از کار تو روزه

افطار زمی کن که شود حل مسائل

روحی تو و در آینه عکست نتوان دید

عاجز بودت وهم بتصویر شمایل

در مزرعه دل بجز از عشق نکویان

هر تخم که کشتیم ندامت شده حاصل

چون روح که اندر همه اعضا شده ساری

عشق تو روانست بشریان و مفاصل

یکحرف الف بس بود از دفتر عشقت

یکعمر حکیما چکنی کسب فضایل

در خیل عرب لیلی اگر میر قبیله است

نازم به بت خود که بود میر قبایل

آشفته خم زلف بتان حبل متین است

از جمله جهان بگسل و زین سلسله مگسل

عالم همه طوفانی و دنیاست یکی بحر

کشتی است علی نوح نبی میکده ساحل

آن میکده وحدت و آن کوثر تحقیق

کامد زدم او اثر از فاعل و قایل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد و بیان می‌کند که عشق او مانند روحی در تمام وجودش جاری است. او به زاهد می‌گوید که روزه‌اش نمی‌تواند گرهی از مشکل او باز کند و تنها عشق حقیقی است که می‌تواند او را رها سازد. شاعر همچنین اشاره می‌کند که در مزرعه دل، تنها عشق نیکان ثمر می‌دهد و باقی اعمال به ندامت می‌انجامد. او تصریح می‌کند که عشق معشوقش از کلمات و تصاویر فراتر است و یک کلمه از عشق او می‌تواند عمرها را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، شاعر به عظمت معشوق و تأثیر او بر جهان اشاره کرده و آن را به کشتی نجات در طوفان دنیا تشبیه می‌کند.