شمارهٔ ۹۸ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
علی الصباح که ریزد به باغ اشک سحاب
به عذر توبه شکن میکشان مست و خراب
از آن شراب شبانه کرم کن ای ساقی
که تا ز خاطر مستان بری کسالت خواب
خمار و خواب ز سر کی رود مگر از می
قدح بیار پیاپی مکن دریغ شراب
اگرچه در رمضان بسته بود میخانه
هزار شکر گشودش مفتح الابواب
گذشت آنکه زدی طبل را به زیر گلیم
بگو مغنی مجلس به بانگ و چنگ رباب
صلای عیش به نوروز داده است ملک
غمین دگر ننشینند یا اولی الالباب
مهل به بیهده فیض سحاب در گلزار
که مغتنم شمری فیض صحبت اصحاب
تهی و ساده عیش و نشاط در بستان
به رغم دشمن بدگوی و شادی احباب
ترانه گوی عنا دل ز مقدم گل نو
غزل سرایی آشفته مدحت اطیاب
کدام سلسله پاکان نبی و آل کرام
خصوص آنکه به غیب اندر است و بسته نقاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف حالاتی از شادی و سرخوشی میپردازد که تحت تأثیر شراب و جمع دوستان به وجود آمده است. شاعر با اشاره به باغ و گلزار، میخواهد از خوشیهای زندگی لذت ببرد و به ساقی (آدمی که شراب میریزد) میگوید که برایشان شراب بیاورد تا حال و هوایشان تبدیل به خواب و خمودی نشود. حتی در ایامی مثل رمضان که منع نوشیدنی وجود دارد، شاعر به فراوانی شراب اشاره میکند. همچنین به شادی و سرور عید نوروز اشاره کرده و از زیباییهای زندگی و لطف دوستان یاد میکند. در نهایت، شاعر به معصومیت پیامبران و اهل بیت نبی اشاره دارد و به دنبال درک عمیقتری از این وجودهای پاک و مقدس است.