شمارهٔ ۹۹۴ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
اصل ناپیدا و عکسی در میان افکندهای
کیمیا پنهان و غوغا در جهان افکندهای
گل شُدَت آیینهدارِ رنگ و بو در بوستان
سوز از آن در عندلیب نغمهخوان افکندهای
بر ظهورت متفق قومی شده زاهل یقین
قوم دیگر را به خفیه در گمان افکندهای
تا کنم حل بر حکیمان نقطه موهوم را
گفتوگویی از دهانت در میان افکندهای
تا کشم در رشته توصیف توحید تو را
لؤلؤ منظوم از آنم در دهان افکندهای
شمهای از وصف رخسار تو نتوانم نگاشت
گرچه استعدا در کلک و بیان افکندهای
بر زبان کس نمیگنجد چون اوصاف تو
زآن سبب نام علی را بر زبان افکندهای
از پی تمییز قلب صاف در بازار کون
این محک را در میان بر امتحان افکندهای
ای طبیب درد عیسی ای علی مرتضی
رحم کن آشفته را کِش ناتوان افکندهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف وجههای از محبوبیت و عظمت علی (ع) میپردازد و او را به عنوان یک هستی ناپیدا و پرجاذبه معرفی میکند که در جهان اثرگذار است. او به زیبایی و کمالات علی اشاره میکند و از عواطف و احساساتی که در دلها برمیانگیزد، سخن میگوید. شاعر از عدم توانایی در توصیف کامل او میگوید و اعتراف میکند که هیچ کس نمیتواند به درستی اوصاف علی را بیان کند. همچنین، او به عنوان طبیبی دردأشفتگان و ناتوانان یاد میشود و از او درخواست یاری میکند. در کل، این شعر نمایانگر عشق و احترام عمیق شاعر به علی (ع) و ویژگیهای منحصر به فرد اوست.