بخش ۵۶ - حکایت اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / اسرار الشهود / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
پیر بغدادی جنید نامدار
آن انیس حضرت پرودگار
آنکه در فضل و کمال معنوی
بی نظیری بود گر واقف شوی
گفت سی سالست تا گوید سخن
از زبان من خدا دایم به من
هستی من نیست خود اندر میان
از جنید اینجا نمی یابم نشان
نیست خلقان را از این معنی خبر
ای دریغا دیدۀ صاحبنظر
غیرت حق چشمها بردوخته
آرزویش هر دو کون افروخته
هر دو عالم غرق دریای وصال
در فراقش گشته از غم پایمال
یار در آغوش و گوید یار کو
دیده بگشا بعد از آن دیدار جو
یادم آمد قصه ماهی و آب
شرح حال تست از روی صواب
غرق آب و آب جوید روز و شب
وصل از هجران نداند ای عجب
آب می جویی ز جهل ای ناتمام
غرق در آبی ز سر تا پا مدام
شادی از غم وانمیدانی چرا
وصل را هجران همی خوانی چرا
دایۀ غیرت ترا در خواب کرد
گر شدی بیدار وارستی ز درد
گر بدانی عین حکمت هاست این
مشهد رندان بی پرواست این
علم این کم جو ز اوراق کتاب
گر ز دل جویی بود عین صواب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جنید بغدادی، یک شخصیت معنوی برجسته است که در کمال و فضل بینظیر بوده است. شاعر به توصیف مقام و جایگاه او میپردازد و میگوید که جنید سالهاست که از زبان خداوند سخن میگوید. او با تأکید بر اینکه وجود جنید در حقیقت وجودی از خداوند است، به جستجوی معنا و حقیقت در زندگی اشاره میکند. شاعر همچنین به درد و رنجهای عشق و فراق اشاره میکند و اینکه انسانها در پی وصال هستند اما از مفهوم واقعی آن اطلاع ندارند. او با مثالی از ماهی و آب، به نادانی انسانها در جستجوی حقیقت اشاره میکند و میگوید که بسیاری از مردم در جستجوی خوشبختی، از وصال خداوند غافلند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که علم واقعی باید از دل سرچشمه بگیرد و نه فقط از کتابها، و این دانش است که میتواند انسان را به حقیقت نزدیک کند.