اسیری لاهیجی
درگذشته ۹۱۲ هجری قمری، لاهیجان
زندگینامهٔ اسیری لاهیجی
شمسالدین محمد بن یحیی بن علی گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف، شاعر و از مشایخ سلسلهٔ نوربخشیه است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده از نسخهٔ آماده شده به کوشش خانم اکرم شفائی هر دو در دسترس از وبگاه تصوف ایرانی به گنجور افزوده شده است.
آثار اسیری لاهیجی
شعرهای اسیری لاهیجی
- بخش ۵ - در نصیحت و تحریض در سلوک و ریاضت و تهذیب اخلاق سیۀ بحسنه و مخالفت نفس و هوی و متابعت پیر کامل رهنما و بیان روش اولیا و طریق وصول به مقامات عرفا — پاک شو از نخوت و حرص و حسد
- بخش ۶ - در طریق ارادت و بیان آداب مرید نسبت با پیر کامل — گر هوای این سفر داری دلا
- بخش ۴ - فی منقبت الامام الکامل المکمل السید محمد النور بخش قدس سره العزیز — ملک دین را آنکه حالی مقتداست
- بخش ۸ - شیخ سلیمان و بیان رسوخ ارادت یکی از مریدان — این حکایت بشنو از پیر و مرید
- بخش ۳ - فی نعت النبی الامی العربی المحمدی الختمی صلی الله علیه واله وسلم — آن حبیب خاص رب العالمین
- بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم — هست بسم اللّه الرحمن الرحیم
- بخش ۷ - وصف الحال بالنسبة الی اهل الکمال — من که بگذشتم ز نقش آب و گل
- بخش ۲ - مناجات و استدعا به متابعت امر ادعونی استجب لکم و اشارت به بعضی از احوال و اطوار صوری و معنوی سالکان راه طریقت کثرهم اللّه تعالی بین الانام — یا الهی انت منان الکریم
- بخش ۱۱ - در بیابان شوق و عشق و احوال و اطوار عاشقان و مشتاقان جانباز با سوز و نیاز و اشارت به آنکه زاد این سفر پر خطر عجز است و بیچارگی و شکست و نیستی و منع طمطراق خودی — زاد راه او فغان و زاریست
- بخش ۱۲ - حکایت بایزید بسطامی قدس اللّه سره — والی اقلیم عرفان بایزید
- بخش ۱۰ - در بیان احوال جماعتی که خود را مرشد دانسته و راهبری نمایند و فی الحقیقه راهزنان راه حقاند و ضال و مضلاند — رهزنان چون رهنما پنداشتی
- بخش ۹ - در تحریض متابعت قطب عالم که شیخ مرشد کامل زمانه است — گر وصال دوست می خواهی بیا
- بخش ۱۶ - در بیان تاثیر صحبت و خواص آن و فایدۀ مصاحبت فقرا و اولیا — صحبت طالب طلب ای مرد دین
- بخش ۱۳ - تحریض در طلب و کیفیت حال طالب و اطوار و آداب طلب کاری و بیان وصف الحال در علامت طلب و طالب — آتش درد طلب دردل فروز
- بخش ۱۴ - حکایت — اندرین معنی بگویم قصه ای
- بخش ۱۵ - حکایت شیخ سری — نقل آمد از کبار اولیا
- بخش ۲۴ - در بیان آنکه ترقی در طور مراتب نفس به طریق تنزل است — نفس تا اماره باشد آتش است
- بخش ۱۸ - در بیان اقسام سالکان راه اله و تفاوت مراتب ایشان — چار قسم اند سالکان راه دین
- بخش ۲۳ - اشارت به اخلاق ذمیمه و حسنه و تهذیب اخلاق سیئه بحسنه و آثار و اسرار آن و در بیان آنکه بهشت و دوزخ نتایج اعمال و اخلاق حسنه و سیئه است و این هر دو در دار دنیا با انسان است. — نیست مردم هر کرا خلق بدست
- بخش ۲۱ - در بیان وصف الحال و تحریض در ریاضت و اشارت به موت اختیاری بحکم موتوا قبل ان تموتوا — من درین ره چون که گشتم محو عشق
- بخش ۲۲ - در بیان قیامات انفسی و منازل و مراتب سیر سالکان — نفس اماره چو مرد از خوی بد
- بخش ۱۷ - در بیان آنکه سلوک و تصفیه بی ارشاد شیخ کامل راهنما ره به مطلوب نمیتوان برد که من لا شیخ له فشیخه الشیطان و من لم یر مفلحا لا یفلح ابداً، قال: ان کنتم تحبون اللّه فاتبعونی — کی ازین معنی بیابی تو نشان
- بخش ۲۰ - حکایت به خواب دیدن ذات گرامی حق را بایزید بسطامی — بایزید آن حجت اسلام و دین
- بخش ۱۹ - حکایت زاهدی که به وقت بایزید در بسطام وحید التقوی بود — زاهدی در وقت سلطان بایزید