نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ - در حصانت قلعه و باره عسجدی

عسجدی مروزی / اشعار باقیمانده / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کهی بلند و بر او قلعه ای نهاده بلند

بلندهای جهان زیر و، او ز جمله زبر

باستواری زر بخیل در دل خاک

بپایداری نام سخی میان بشر

بسختی دل بدخواه برج او لیکن

نگار بوده بر او سنگها بسان جگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف یک قلعه بلند و مستحکم پرداخته است که بر روی مرتفعی قرار دارد. این قلعه به عنوان نمادی از بزرگی و عزت در جهان معرفی می‌شود و با وجود دشمنی‌ها و دشواری‌ها، نام نیکویی از آن باقی می‌ماند. همچنین، سنگ‌های این قلعه به زیبایی و استقامت آن تشبیه شده‌اند.