عسجدی مروزی
درگذشته ۴۳۲ هجری قمری، مرو
زندگینامهٔ عسجدی
عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری میزیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده میشود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری میکرد. وی در اشعار خود آنان را مدح نموده است. عسجدی از شاعرانی است که در فتح «سومنات» به دست سلطان محمود، قصیدهای در تهنیت ساخته که آن قصیده در کتابهای تراجم ضبط شده و مشهور است. وفات او در سال ۴۳۲ ه.ق ذکر نمودهاند. از اشعار او جز چند قصیده و مقداری اشعار پراکنده چیزی باقی نمانده است.
آثار عسجدی
شعرهای عسجدی
- شمارهٔ ۵ - خد و لب و دندان معشوق — بخد و آن لب و دندانش بنگر
- شمارهٔ ۶ - در سخای ممدوح گوید — با سرشگ سخای او کس را
- شمارهٔ ۸ - در صفت جود ممدوح — به بخشش کف او ساعتی وفا نکند
- شمارهٔ ۱ - از مدایح — بامید قبولت بکر فکرم
- شمارهٔ ۷ - تعریف شمع — بر من آمد و آورد و بر فروخته شمع
- شمارهٔ ۳ - از قطعات — کوس تو اندر خوردنی، هر روزگار اندر منه
- شمارهٔ ۴ - آفتاب — رحمتی کن پرده از رخ برمیفکن زینهار
- شمارهٔ ۲ - از تغزلات — عسکری شکر بود تو گو بیا میشکرم
- شمارهٔ ۱۵ - وله — جغد که با باز و با کلنگان پرد
- شمارهٔ ۱۳ - رباعی — ای گشته خجل آبحیات از دهنت
- شمارهٔ ۱۴ - غمزه یار — ز بس خونها که می ریزی به غمزه
- شمارهٔ ۱۶ - از قصیده ای — شادی و بقا بادت و زین بیش نگویم
- شمارهٔ ۹ - وله — پیش او کی شوند باز سپید
- شمارهٔ ۱۲ - رباعی — تا مشک سیاه من سمن پوشیدست
- شمارهٔ ۱۱ - قطعه — آمد آن رگزن مسیحپرست
- شمارهٔ ۱۰ - تغزل — برخیز و برافروز هلا قبله زردشت
- شمارهٔ ۱۸ - وله — حلقوم جوالقی چو ساق موزه است
- شمارهٔ ۲۰ - وله — گفتم میان گشائی، گفتا که هیچ نایم
- شمارهٔ ۱۹ - از قطعات — جوان شد حکیم ما، جوانمرد و دل فراخ
- شمارهٔ ۲۲ - قطعه در پند و اندرز — چرا نه مردم عاقل چنان بود که بعمر
- شمارهٔ ۲۴ - از قصیده ای — زهی بزرگ عطائی که در مضیق نیاز
- شمارهٔ ۱۷ - از تغزلات — همچون رطب اندام و چو روغنش سرین
- شمارهٔ ۲۳ - تغزل — چه سود کند، که آتش عشقش
- شمارهٔ ۲۱ - قصیده فتح سومنات و مدح یمین الدوله محمود غزنوی — جان مرا غمت هدف حادثات کرد