شمارهٔ ۵۶ - قطعه عسجدی
عسجدی مروزی / اشعار باقیمانده / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یاسمن آمد بمجلس، با بنفشه دست سود
حمله کردند و شکسته شد، سپاه با درنگ
با سماع چنگ باش، از چاشتگه تا آن زمان
کز فلک پروین برآید همچو سیمین شفترنگ
از دل و پشت مبارز، می برآید صد تراک
کز زه عالی کمان، خسرو آید یک ترنگ
هند چون دریای خون شد، چین چو دریا بار او
زین قیل روید بچین، بر شبه مردم استرنگ
مرکبی کش نیست جز آئین، خود دادن نشان
خاصه آن گاهی که بر زین برکشندش تنگ تنگ
گشتن از پرگار و چرخ و رفتن از کشتی و تیر
کشی از طاوس و گور و جستن از خرگوش و رنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره حضور یاسمن در مجلسی است که بنفشه هم همراه اوست. در این مجلس، سپاه به درنگ دچار نابودی میشود. همچنین، اشارههایی به موسیقی و سماع چنگ وجود دارد و اشاره میشود که زمانی که ستاره پروین در آسمان ظاهر میشود، زیباییاش مانند سیمین است. از طرفی، دل و پشت مبارز با صدای تراک پر میشود و از تیرهای خسرو به یک نغمه میرسد. هند به مثابه دریای خون و چین به مثابه دریا معرفی شدهاند. در نهایت، شاعر به ویژگیهای خاص مرکب و اهمیت نشان دادن خود در مواقع حساس اشاره میکند.