نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ عطار

عطار نیشابوری / سی فصل / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مر او را در جهان بس عاشقانند

که بر وی هر زمان جانها فشانند

مر او را عاشقان بسیار باشند

سراسر واقف اسرار باشند

همه در عشق او باشند مجنون

بکلن رفته‌اند از خویش بیرون

همه در عشق او باشند فرهاد

که دادند خرمن هستی خود باد

همه در عشق او اندر تک و دو

دو عالم نزد ایشانست یک جو

همیشه با خدا همراز باشند

ز هرچه غیر او بیزار باشند

نمی‌خواهند چیزی جز لقایش

ز خود فانی و باقی در بقایش

سراسر از شراب عشق سرمست

همه در عشق او جان داده از دست

همه را در دل و جان حب حیدر

روند در آتش سوزان چو بوذر

همه در عشق او باشند سلمان

همه را در دل و جان نور ایشان

تو گرخواهی که دانی عاشقان را

طریق رفتن آن سالکان را

به راه حیدر صفدر روان شو

توهم در راه آن چون عاشقان شو

ز عشقش مظهر الله یابی

بسوی او حقیقت راه یابی

ز عشق او شوی مانند منصور

ز عشق او شوی نور علی نور

ز عشق او شوی همچون سلیمان

دهی بر جن و انس و طیر فرمان

ز عشقش زندهء جاوید باشی

به معنی بهتر از خورشید باشی

ز عشق او شوی از خویش فانی

بمانی در بقای جاودانی

زعشقش راه یزدانی بدانی

طریق دین سلمانی بدانی

ز عشق او همه اسرار یابی

درون خویش پر انوار یابی

اگر تو عشق او درجان نداری

بمعنی دانش و ایمان نداری

نباشد عشق او گر در دل تو

زهی بیچارگی حاصل تو

تو در دل دار عشق او چو عطار

که تا باشی بمعنی واقف یار

تو در دل عشق چون منصور میدار

که تا گوئی اناالحق بر سر دار

ز عشق او همه اسرار دیدم

مر او را در دل عطار دیدم

تو در دل دار عشق او چو سلمان

که تا یابی حقیقت اصل ایمان

رموز عشق او بر دستم از دست

ز عشق او شدم شیدا و سرمست

مرا عشقش ز بود خود برون کرد

به کوی وحدتم او رهنمون کرد

ز عشقش زنده جاوید گشتم

حقیقت بهتر از خورشید گشتم

بجز عشقش دگر چیزی ندارم

بگفتم با تو اسرار نهانم

دگر پرسی طریق فقر درویش

که دارم من دلی از درد او ریش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و محبت اشاره می‌کند که به طور خاص به عشق حیدر (علی) و عاشقان او پرداخته می‌شود. او بیان می‌کند که بسیاری از مردم به عشق حیدر جان خود را فدای او می‌کنند و در عشقش مجنون و بی‌خود شده‌اند. شاعر تأکید می‌کند که در این عشق، همه چیز دیگر بی‌اهمیت است و هر کس که به این عشق نرسد، بیچاره است. او می‌گوید اگر کسی به این عشق دست یابد، به حقیقت و اسرار معنوی دست پیدا خواهد کرد و در نتیجه زیستی جاوید و نورانی خواهد داشت. همچنین، عشق حیدر برای او موجب رهایی از خود و رسیدن به وحدت با خداوند شده است. در نهایت، شاعر عشق به حیدر را به عنوان مسیر حقیقی معرفت و ایمان معرفی می‌کند.