بخش ۱۰ - الحکایه و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش یازدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
یکی شاگرد احول داشت استاد
مگر شاگرد را جایی فرستاد
که ما را یک قرابه روغن آنجاست
بیاور زود آن شاگرد برخاست
چو آنجا شد که گفت و دیده بگماشت
قرابه چون دو دید احول عجب داشت
بر استاد آمد گفت ای پیر
دو میبینم قرابه من چه تدبیر
ز خشم استاد گفتش ای بد اختر
یکی بشکن دگر یک را بیاور
چو او در دیدن خود شک نمیدید
بشد این شکست آن یک نمیدید
اگر چیزی همی بینی تو جز خویش
توهم آن احول خویشی بیندیش
تو هر چیزی که میبینی تو آنی
ولی چون در غلط ماندی چه دانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این داستان، شاگردی به نام احول به درخواست استادش برای آوردن یک قرابه روغن میرود. وقتی به مقصد میرسد، متوجه میشود که دو قرابه میبیند و این باعث تعجبش میشود. او به استادش میگوید که دو قرابه میبیند. استاد با خشم به او دستور میدهد یکی را بشکند و سپس یک را بیاورد. اما احول در خودش شک نمیکند و تنها یک قرابه را میبیند. این داستان نشان میدهد که دیدگاه ما نسبت به چیزها میتواند تحت تأثیر خودمان باشد و اگر در تصورات و باورهایمان به اشتباه بیفتیم، ممکن است به حقیقت پی نبریم.