بخش ۵ - الحکایه و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش یازدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چنین گفت آن بزرگِ کاردیده
که بود او نیک و بد بسیار دیده
که خالق هرچه را دادهست هستی
چه پیش و پس، چه بالا و چه پستی
چه انجُم چه فلک چه مهر و چه ماه
چه دریا چه زمین چه کوه و چه کاه
چه لوح و چه قلم چه عرش و کرسی
چه روحانی چه کروبی چه انسی
چه می چه انگبین چه خلد و چه حور
چه ماهی و چه مه چه نار و چه نور
چه شرق و چه غرب چه از قاف تا قاف
چه هرچه آمد برون از نون و ز کاف
چه اسراری که در هر دو جهان هست
چه لذاتی که پیدا و نهان هست
چه اندر هر دو عالم ذره ذره
چه اندر هفت دریا قطره قطره
همه بنمایدت روشن چو خورشید
چنانکه آن جمله میبینی تو جاوید
ولی مویی به تو ننماید از تو
تویی تو نهان میباید از تو
اگر چشم تو بر روی تو افتاد
ز عشق تو برآید از تو فریاد
اگر میبایدت بویی هم از تو
ریاضت کن که پر شد عالم از تو
چرا اندر غلط افتادی آخر
چرا از بندگی آزادی آخر
عدم دیدی نظر بگماشتی تو
وجود خود عدم پنداشتی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن بیانگر سخنان یک شخصیت بزرگ و عالم است که نیک و بد زیادی را دیده و به وجود هر چیزی در جهان اشاره میکند. او تأکید میکند که خالق همه چیز، هستی را به وجود آورده و همه موجودات و عناصر جهان از آسمان و زمین تا دریا و کوه، از او نشأت میگیرند. او به اسرار پنهان و لذتهای نهان در دو جهان اشاره کرده و میگوید که برای درک اینها، انسان باید خود را روشن کند. او همچنین هشدار میدهد که انسان ممکن است از حقیقت خود غافل شود و آزادی در بندگی خداوند را نادیده بگیرد. در نهایت، او اصرار دارد که انسان باید وجود خود را بشناسد و از خطاهایی که در درک وجود دارد، دوری کند.