نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - الحکایه و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش هفدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شنودم از یکی صاحب‌کرامات

که شد روزی جهودی در خرابات

درون می‌کده ویرانه‌ای بود

که رندان را مُقامر‌خانه‌ای بود

گرفته هر دو تن راه قماری

ببرده سیم و زر هر یک کناری

جهود اندر قمار آمد به‌یک بار

که تا در باخت آپخش بود دینار

سرایی داشت و باغی هر دو در‌باخت

نماندش هیچ با افلاس درساخت

چو شد دستش ز زر و سیم خالی

بشد یک دیده را در باخت حالی

چنان از هرچه بودش عور شد او

که چشمی را بباخت و کور شد او

بدو گفتند ای مانده چنین باز

مسلمان گرد و دین خویش درباز

چو بشنید این سخن بی‌دین و پر خشم

مسلمان را بزد یک مشت بر چشم

که هر چیزی که می‌خواهی بکن تو

مگوی از دین من با من سخن تو

جهودی در جهودی این چنین است

ندانم چونست او کاو اهل دین است

هر آن خش بود تا یک دیده درباخت

ولیکن دل ز دین خود نپرداخت

الا یا در مقامر خانهٔ خاک

همه چیزی چنین در باخته پاک

گهی روی چو مه در باختی تو

گهی زلف سیه در باختی تو

جوانی را و آن بالای چون تیر

درین ره باختی و آمدی پیر

دل پر نور خود را چشم روشن

به غفلت باختی در کنج گلخن

بیالودی به شهوت خویشتن را

بیالودی به غفلت جان و تن را

اگر وقت آمد ای مرد خرافات

سری بیرون کن از کوی خرابات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره یک یهودی است که به محلی پر از رندها و خراباتی‌ها می‌رود و در قمار باخت‌های زیادی را تجربه می‌کند. او تمام دارایی‌هایش را از دست می‌دهد و حتی یک چشم خود را نیز در این بازی باخت می‌کند. مسلمانی به او می‌گوید که باید به دیندار شود و به اسلام روی بیاورد، اما او عصبانی شده و به او حمله می‌کند و تأکید می‌کند که نمی‌خواهد در مورد دینش صحبت شود. این داستان نشان می‌دهد که باخت در قمار نه تنها باعث از دست رفتن مال و ثروت می‌شود بلکه می‌تواند به از دست رفتن ایمان و ارزش‌های انسان نیز منجر شود. همچنین، شاعر به عمق فریبندگی دنیا و عاقبت غفلت از دین و اخلاق در این فضا اشاره می‌کند و از مردان می‌خواهد که از این حیطه بیرون بیایند و به فکر اصلاح حال خود باشند.