بخش ۲ - فی فضیلت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه عطار
عطار نیشابوری / بخش سوم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سپهر دین عمر خورشید خطاب
چراغ هشت جنت شمع اصحاب
چه شمعی کآفتاب نامبردار
طواف او کند پروانه کردار
ازین پرتو که بود آن شمع دین را
نمیشایست جز خلد برین را
اگر او قطب دین حق نبودی
کمال شرع را رونق نبودی
ز بهر سر بریدن سر بداد او
بدان شد تا سرآرد سر نهاد او
چو آهنگ سر شمع هدی کرد
به پیش طای طاها سر فدا کرد
چو چشم جان او اسرار بین شد
شکش برخاست مشکلها یقین شد
شریعت را کمال افزود اول
ز چل مردان یکی او بود اول
رسولش گفت گر بودی دگر کس
نبی جز من نبودی جز عمر کس
خداوند جهان از نور جانش
سخنها گفته بی او بر زفانش
چو حق را حلقهٔ در گوش کرد او
بنامش زهر قاتل نوش کرد او
از آن برخویشتن زهر آزمودی
که صد تریاق فاروقیش بودی
چنان شد ظلم در ایام او گم
که اشکی در میان بحر قلزم
جهان از عدل او آسوده گشته
ستم از بیم او نابوده گشته
عجم را تا قیامت درگشاده
هزار و شصت وشش منبر نهاده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، به شخصیت و مقام والای دین عمر خورشید، یکی از صحابه پیامبر اسلام، اشاره میشود. او به عنوان چراغی برای جامعه اسلامی و نماد حق و عدالت معرفی میشود. شاعر تأکید میکند که اگر عمر نبود، کمال دین و شریعت به وجود نمیآمد. او فداکاریهای زیادی را برای حفظ و گسترش دین انجام داد و با صداقت و عدالت، ظلم را در زمان خود از بین برد. به بیان شاعر، وجود عمر باعث آسایش و امنیت در جامعه شده و تأثیرات مثبتی بر دیگران گذاشته است.