بخش ۶ - الحکایه و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش نهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
رسید آن پیر را سرّ الهی
که مردی ز آنِ ما گر دید خواهی
برو سوی خرابات و نشان خواه
که پیریست آن ز حمّالانِ این راه
بیامد مرد و شرح حال او خواست
بدو گفتند دی شد کار او راست
به صد زاری و غم دی مرد اینجا
جهان بر خود به سردی برد اینجا
سپیدش موی بود و روی زردی
همه حمّالیِ خُمخانه کردی
همیبردی سبوی خَمر بر دوش
ولی هرگز نکردی قطرهای نوش
به هر گامی که در ره برگرفتی
به سوزِ جان و دردِ دل بگفتی
که«ای دارندهی دنیا و دین هم
ببخش آنرا که آنش نیست و این هم»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به توصیف یک پیرمرد میپردازد که با وجود سالها زحمت و کار سخت به عنوان حمال، هرگز نتوانسته از زندگی لذت ببرد. او به خرابات میرود و نشان میدهد که با وجود رنج و زحمت، از شراب و خوشیهای زندگی بیبهره بوده است. مرد با درد و غم، به خداوند میگوید که زندگیاش بینتیجه و سرد بوده و از او طلب عفو میکند. به طور کلی، این شعر به نکوهش زندگی سخت و بیثمر پیرمرد میپردازد و در عین حال به امید رحمت و بخشش الهی اشاره دارد.