در فضیلت صدیق رضی الله عنه عطار
عطار نیشابوری / آغاز کتاب / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سر مردان دین صدیق اکبر
امام صادق و سالار سرور
مهین رحمت مهدات او بود
که در دین سابق خیرات او بود
شب خلوت قرین ویار غارست
نثار راهش اوّل چل هزارست
بدین بوبکر چون کردست آغاز
بدو گردد همه اجر جهان باز
ازان ایمان او در اصل خلقت
همی چربد بر ایمانها ز سبقت
مگر او درد دندان داشت ده سال
پیمبر را نکرد آگه ازان حال
چو حق گفت آن پیمبر را بتحقیق
بدو گفت ای جهان حلم صدیق
چرا با من نکردی این حکایت
ز حق گفتا نکو نبود شکایت
کسی کو دین حق زین سان نگه داشت
بسرّ جان او جز حق که ره داشت
همیشه بود سنگی در دهانش
که تاگوهر نیفشاند زبانش
میان سنگ در گوهر شنیدم
ولی سنگی بگوهر در ندیدم
چنان مستغرق حق بود جانش
که کم رفتی حدیثی بر زبانش
چو جانش بود مشغول اندر آیة
ازو هجده حدیث آمد روایة
سزد عالم اگر هجده هزارست
که آن هجده حدیثش یادگارست
حدیث او چو اصل عالم افتاد
براهین حدوثش محکم افتاد
ببین تا او چه عقل و چه بصر داشت
که از آبستن و طفلی خبر داشت
چو نابینای عاجز را دعا کرد
به بینائیش حق حاجت روا کرد
نفس هرگز در افزونی نمیزد
که دم جز در اقیلونی نمیزد
چو هنگام وفات آمد فرازش
به پیش مصطفی بردند بازش
ز صدیق آن کلید عالم راز
درش بگشاد و قفل از پرده شد باز
ز شوقش قفل چون زنجیر بگسست
باستقبال او پرده برون جست
کسی کاهن بصدقش مومن آید
دل خصمش چرا چون آهن آید
چو شد قفل از سر صدقش سرانداز
چرا قفل دل خصمش نشد باز
چو اصحاب اندر آن مشهد رسیدند
فرو برده یکی خاکش بدیدند
کسی کو در گزید مار یارست
توان گفتن که این کس یار غارست
چو پیغامبر ابوبکر و عمر را
بصر خواند این یک و سمع آن دگر را
نبی چون هر دو را سمع و بصر خواند
کسی کین دو ندارد کور و کر ماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره شخصیت برجسته و ایمان عمیق ابوبکر، اولین خلیفه اسلامی، صحبت میکند. او به عنوان فردی با صداقت و دیانت مورد ستایش قرار گرفته و نشان داده شده که چگونه در زمانهای دشوار و با مشکلات شخصی، از پیامبر اسلام حمایت کرده است. ابوبکر حتی هنگامی که دچار درد دندان بوده، در تلاش برای خدمت به دین و پیامبر هیچگاه از مشکلاتش شکایت نکرده است. شاعر به ویژگیهای او اشاره میکند که در دلش سنگینی حقیقت وجود داشته و زبانش فقط به گفتن حق مشغول بوده است. ابوبکر به قدری عمیق در مسائل دینی غرق بوده که هیچگاه به گفت و گو در این موارد نپرداخته و احادیث بسیاری را روایت کرده است. در ضمن، لحظههای آخر عمر ابوبکر و تقدیم او به پیامبر اسلام به تصویر کشیده شده و نشان میدهد که چگونه قفل رازهای عالم به دست او باز شده است. در نهایت، این شعر بر اهمیت شخصیت ابوبکر در تاریخ اسلام و نزدیکیش به پیامبر تأکید دارد.