نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

المقالة العاشرة عطار

عطار نیشابوری / بخش دهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

پسر گفتش گرت از جاه عارست

که حبّ جاه مطلوب کبارست

چو چشم از منصب و ازجاه برتافت

کرا دیدی که او از جاه سر تافت

ندیدی آنکه یوسف از بن چاه

بتخت سلطنت افتاد و در جاه

ندیدم در زمانه آدمی زاد

ز حب جاه و حب مال آزاد

زهر نوع آزمودم من بسی را

که گلخن را نشد گلشن کسی را

ور این هر دو کسی راگشت یکسان

بود این شخص حیوانی نه انسان

ولی چون آدمی ذوعقل باشد

خری نبود بجاهش نقل باشد

نه عیسی بر فلک رفتست از جاه

فرشته دایم از جهلست در چاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، پسر به اهمیت دوری از مقام و جاه طلبی اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگر کسی از حب جاه و مقام آزادی جسته باشد، در تاریخ هیچ انسانی را نمی‌تواند پیدا کند که از این دو آزاد باشد. او به داستان یوسف اشاره می‌کند که از چاه به تخت سلطنت رسید، و تأکید می‌کند که بسیاری از مردم به دنبال ثروت و مقام هستند. در نهایت، او می‌گوید که انسان واقعی باید از این خواسته‌های مادی فاصله بگیرد و به عقل و کمال انسانی خود توجه کند، نه به جاه و مقام که آن را حیوانی می‌داند.