المقالة الحادی و العشرون عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و یکم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
پسر گفتش بهر پندم که دادی
بهر پندی مرابندی گشادی
مرا صد مشکل از پند تو حل شد
مِس من با زر رُکنی بَدَل شد
سخنهای تو یکسر سودمندست
بغایت هم مفید و هم بلندست
ولی زانم هوای کیمیا خاست
کزو هم دین و هم دنیا شود راست
که چون دنیا و دین بر هم زند دست
بدست آید مرا معشوق پیوست
که تادنیا و دینم یار نبوَد
مرا از یار استظهار نبوَد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، پسر به پندهایی که گرفته اشاره میکند و میگوید که این پندها بسیاری از مشکلاتش را حل کرده و به او کمک کردهاند. او میفهمد که این سخنان بسیار مفید و بلندمرتبه هستند؛ اما در عین حال، او به دنبال چیزی بیشتر از آنهاست که هم دنیای او را بهبود ببخشد و هم دینش را. او میخواهد معشوقی داشته باشد که در راه رسیدن به این خواستهها به او کمک کند، زیرا بدون داشتن یک یار، به هیچیک از این اهداف نخواهد رسید.