(۱۰) حکایت آن مجنون که تب داشت عطار
عطار نیشابوری / بخش سوم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
یکی پرسید ازان مجنون که تب داشت
که تب میگیردت مجنون عجب داشت
جوابش داد آن شوریده مجنون
که گر میرم کراگیرد تب اکنون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
یک نفر از مجنون که تب کرده بود، پرسید چرا تب میکنی. مجنون در پاسخ گفت که اگر او بمیرد، تب نمیگیرد. به عبارت دیگر، او اهمیت زیادی به تب و درد خود نمیدهد چون زندگی و عشق برایش مهمتر است.