نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

المقالة الخامسة عطار

عطار نیشابوری / بخش پنجم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دوُم فرزند آمد با پدر گفت

که من در جادوئی خواهم گهر سفت

ز عالم جادوئی می‌خواهدم دل

مرا گر جادوئی آید به حاصل

تماشا می‌کنم در هر دیاری

بشادی می‌زیم بر هر کناری

گهی در صلح باشم گاه در حرب

بوَد جولانگه، من شرق تا غرب

زمانی خویشتن را مرغ سازم

زمانی همچو مردم سرفرازم

زمانی کوه گیرم چون پلنگان

زمانی بحر شورم چون نهنگان

همه صاحب جمالان را به بینم

درون پرده با هر یک نشینم

بهر چیزی که باید راه یابم

ز ماهی حکمِ خود تا ماه یابم

درین منصب تأمّل کن نکو تو

ازین خوشتر کرا باشد بگو تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی دومین فرزند است که با پدر خود صحبت می‌کند و از آرزوی خود برای دستیابی به جادو و قدرت‌های جادویی سخن می‌گوید. او می‌خواهد در دنیای جادو دل ببندد و از زیبایی‌های هر جایی لذت ببرد. او به صلح و جنگ می‌اندیشد و علاقه‌مند است که در قالب‌های مختلفی مانند پرنده، انسان، پلنگ و نهنگ خود را تصور کند. همچنین او مشتاق است که با انسان‌های زیبا دیدار کند و به جستجوی حکمت بپردازد. در نهایت، از پدرش می‌خواهد که درباره‌ی جایگاه او در جهان و زیبایی این آرزوها تأمل کند.