نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

(۳) حکایت دیوانه به شهر مصر عطار

عطار نیشابوری / بخش ششم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بشهر مصر در شوریدهٔ‌ای بود

که در عین الیقینش دیده‌ای بود

چنین گفت او که هر شوریدهٔ راه

که میرد از غم معشوق ناگاه

عجب نیست آن، عجب اینست کین سوز

گذارد عاشقی در زندگی روز

اگر عاشق بماند زنده روزی

بوَد چون شمع در اشکی و سوزی

نگیرد کار عاشق روشنائی

مگر چون شمع سوزد در جدائی

چوسوز عاشق از صد شمع بیشست

چو شمعش روشنی از شمع خویشست

اگر معشوق یابد عاشق زار

روان گردد بسر مانند پرگار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عاشق و معنای عشق سخن می‌گوید. شاعر به بیان حالت‌های عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق پرداخته است. او می‌گوید که شوریدگی و غم عاشق طبیعی است و این سوز و سختی در زندگی عاشق وجود دارد. عشق مانند شمعی است که در آتش جدایی می‌سوزد و بدون این سوز، عاشق نمی‌تواند نور و روشنی زندگی را تجربه کند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که اگر معشوق به عاشق توجه کند، روح او به آرامش می‌رسد و مانند پرگار در حرکت خواهد بود.