نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

المقالة السّابعة عطار

عطار نیشابوری / بخش هفتم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

پسر گفتش که این کاری بلندست

که داند تا علو عشق چندست

بقدر مایه برتر می‌توان شد

بیک یک پایه بر سر می‌توان شد

چنان اَوجی که دارد عشق جان سوز

کس آنجا کی رسد آخر بیک روز

بدان شاخی که نرسد دستم آنجا

چرا دعوی بود پیوستم آنجا

خیال سحر نتوانم ز سر برد

مرا این کار می‌باید بسر برد

چو این می‌خواهدم دل چون کنم من

وگر خالی شود دل خون کنم من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پسر به این نکته اشاره می‌کند که عشق موضوعی پیچیده و عمیق است و نمی‌توان به سادگی به آن دست یافت. او می‌گوید که با توجه به ظرفیت هر فرد، ممکن است به اوج عشق برسد، اما این مسیر دشواری دارد وطوری نیست که به راحتی قابل دستیابی باشد. او از احساسات شدید و آرزوهایی که دارد سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که نمی‌تواند از خیال معشوق خود دل بکند. اگر نتواند این عشق را تجربه کند، دلش به شدت دلتنگ خواهد شد.