نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

المقالة الثامنة عطار

عطار نیشابوری / بخش هشتم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

پسر گفتش بگو تا جادوئی چیست

که نتوانم دمی بی شوقِ آن زیست

چو سحرم این چنین محبوب آمد

چرا نزدیک تو معیوب آمد

مرا از سرِّ سحرآگاه گردان

پس آنگه با خودم همراه گردان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پسر از معشوق خواسته است که جادوی عشق را برایش توضیح دهد؛ جادویی که بدون آن نمی‌تواند زندگی کند. او به محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر این عشق این‌قدر شیرین است، چرا به خودش آسیب زده است. در نهایت، از محبوبش می‌خواهد که او را از این سحر باخبر کند و سپس او را با خود همراه کند.