نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۴ - سؤال کردن شبلی از منصور عطار

عطار نیشابوری / هیلاج نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو شد منصور بردار آن سرافراز

ازو پرسید شبلی آن زمان باز

که ای دانای اسرار حقیقت

جوابی ده مرا زود از شریعت

که از سر اناالحق باز گویم

که از که دیدهٔ این باز گویم

بگو اسرار اکنون تا بدانم

حقیقت چیست تا روشن بدانم

که گفت اینجا اناالحق در نمودم

که نو میگوئی اینجا بر سردار

زشرع این راز دور است ای شه دل

از آن گفتم که هستی آگه دل

چرا میگوئی اینجا گه اناالحق

مرا برگوی اکنون راز مطلق

نه شرعست اینکه میگوئی در اینجا

ازین گفتن چه میجوئی در اینجا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شبلی از منصور می‌پرسد که حقیقت چیست و چرا او از عبارت "اناالحق" صحبت می‌کند. او از منصور می‌خواهد تا اسرار حقیقت را برایش روشن کند. منصور به او پاسخ می‌دهد که این موضوع فراتر از شریعت است و نمی‌توان آن را در اینجا بیان کرد. در واقع، او می‌گوید که گفتن این موضوعات در اینجا مناسب نیست و باید فهمید که سرچشمه این اعتقادات، آگاهی دل و تجربه باطنی است.