بخش ۴ - در مناقب حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه عطار
عطار نیشابوری / هیلاج نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
امیر دین و دنیا مرتضی دان
ورا بر حق ز بعد مصطفی دان
لدنی بودش آن پاکیزه گوهر
بکل علم محمد بود اودر
که در مردی سر و جان را ببخشید
که اندر کل عالم جمله حق دید
چو او دیگر نباشد در جهان مرد
که کرده است آنچه او با قلعهٔ کرد
محمد اوست او نفس محمد
بنطق خود چنین فرمود احمد
حقیقت هر که او را باز یابد
چو منصور اندر اینجا راز یابد
اگر چون مرتضی خواهی قدم زد
چو منصورت نمیباید تو دم زد
ره حیدر طلب کن همچو مردان
براه او رسی اینجا بجانان
هران کو مهر مُهر مصطفی را
نهد بر دل بیابد مرتضی را
حقیقت نفس احمد مرتضایست
که بیشک مصطفی کل مرتضایست
چگویم وصف حیدر به ازین من
که حیدر کرد در کل پیش ازین من
زهی شاه و زهی دستور جمله
توی تا جاودانی نور جمله
ترا خوانده است شیر اینجا خداوند
که شیران جهان کردی تو در بند
سخایت حاتم طائی کجا یافت
اگرچه در سخا بسیار بشتافت
بخوانت آمده زهره ز گردون
کجا وصف تو یارد کرد هر دون
صفات مصطفی یکسر توداری
حقیقت بحر و هم گوهر تو داری
دل عطار شد چون خاکراهت
بدین گفتار اکنون عذر خواهت
وصال حب حیدر به ز گنجت
وگر نه بعد ازاین در دست رنجت
علی جو و از علی دریاب اسرار
زلا اعبد بدان اسرار آن یار
علی را این چنین نتوان ستایش
نمودارش کنم در جان فدایش
هزاران جان فدای مصطفی باد
ابا یاران او جان آشنا باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی مقام و فضائل حضرت علی (ع) و ارتباط او با پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) است. شاعر به ستایش علی میپردازد و اعلام میکند که او در حقیقت نفس و تجلی محمد (ص) است. ویژگیهای علی و ارتباطش با پیامبر به عنوان یک الگو و رهبری حقیقی مطرح میشود. شاعر تشویق میکند که برای رسیدن به حقیقت و فضیلت، باید راه علی را دنبال کرد. همچنین به شخصیتهای بزرگ و برجسته تاریخ اشاره میکند و میگوید که فضائل علی بیش از آن است که بتوان توصیف کرد. در نهایت، شاعر عشق و ارادت خود را به Ali و پیامبر ابراز میکند و از خداوند میطلبد که او (علی) را در مقام و منزلتی بلند نگه دارد.