خصومت دو مرقع پوش عطار
عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در خصومت آمدند و در جفا
دو مرقع پوش در دار القضا
قاضی ایشان را به کنجی برد باز
گفت صوفی خوش نباشد جنگساز
جامهٔ تسلیم در بر کردهاید
این خصومت از چه در سر کردهاید
گر شما هستید اهل جنگ و کین
این لباس از سر براندازید هین
ور شما این جامه را اهل آمدید
در خصومت از سر جهل آمدید
من که قاضیام نه مرد معنوی
زین مرقع شرم میدارم قوی
هر دو را بر فرق مقنع داشتن
به بود زین سان مرقع داشتن
چون تو نه مردی نه زن در کار عشق
کی توانی کرد حل اسرار عشق
گر به سر راه عشقی مبتلا
برفکن برگستوانی از بلا
گر بدعوی عزم این میدان کنی
سر دهی بر باد و ترک جان کنی
سر به دعوی بیش ازین مفراز تو
تا به رسوایی نمانی باز تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، قاضی به دو نفر صوفی که درگیر خصومت و جنگ هستند، تذکری میدهد. او میگوید که شما که لباس صوفیان را پوشیدهاید، چرا به نزاع و دشمنی پرداختهاید؟ اگر واقعاً اهل جنگ و کینه هستید، این لباس را کنار بگذارید و اگر اهل معنویتید، نباید در چنین خصومتهایی شرکت کنید. قاضی به آنان میگوید که او نه مرد معنوی است و نه از دعوای آنان شرم نمیکند. او توصیه میکند که باید در مسیر عشق و سلوک از درگیری و بلوا دوری کنند و در غیر این صورت، به رسوایی دچار خواهند شد. در نهایت، او به آنها هشدار میدهد که از این دعواها دور شوند تا دچار عواقب بد نشوند.