نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

گفتار جنید دربارهٔ خوشدلی عطار

عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سایلی بنشست در پیش جنید

گفت ای صید خدا، بی هیچ قید

خوش دلی مرد کی حاصل بود

گفت آن ساعت که او در دل بود

تا که ندهد دست وصل پادشاه

پای مرد تست ناکامی راه

ذره را سرگشتگی بینم صواب

زانک او را نیست تاب آفتاب

ذره گر صد بار غرق خون شود

کی از آن سرگشتگی بیرون شود

ذره تا ذره بود ذره بود

هرک گوید نیست، او غره بود

گر بگردانند او را آن نه اوست

ذره است و چشمهٔ رخشان نه اوست

هرک او از ذره برخیزد نخست

اصل او هم ذره‌ای باشد درست

گر به کل گم گشت در خورشید او

هم بود یک ذره تا جاوید او

ذره گر بس نیک و گر بس بد بود

گرچه عمری تگ زند در خود بود

می‌روی ای ذره چون مستی خراب

تا تو در گشتی شوی با آفتاب

صبر دارم، ای چو ذره بی‌قرار

تا تو عجز خودببینی آشکار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سایلی به جنید می‌گوید که کسی که به خدا نزدیک است، برای خوش دلی باید به عشق و ارتباط با او دست یابد. در ادامه توضیح می‌دهد که انسان‌ها مانند ذره‌های ریزند که اگرچه ممکن است در تنگنا و رنج باشند، اما در نهایت وجود آنها به خداوند وابسته است. به تعبیر شاعر، ذره‌ها نمی‌توانند از سرگشتگی و ناکامی خود رهایی یابند مگر آنکه با نور خداوند آشنا شوند و در این راه صبر و استقامت لازم است. در نهایت، شعر بر این نکته تأکید می‌کند که حتی اگر ذره‌ها در مشکلات و ناملایمات زندگی گرفتار شوند، در وجودشان جرقه‌ای از نور الهی وجود دارد که باید به آن پی ببرند.