نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت دیوانه‌ای که از مگس و کیک در عذاب بود عطار

عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بود در کنجی یکی دیوانه خوار

پیش او شد آن عزیز نامدار

گفت می‌بینم ترا اهلیتی

هست در اهلیتت جمعیتی

گفت کی جمعیتی یابم ز کس

چون خلاصم نیست از کیک و مگس

جملهٔ روزم مگس دارد عذاب

جملهٔ شب نایدم از کیک خواب

نیم سارخکی چو در نمرود شد

مغز آن سرگشته دل پر دود شد

من مگر نمرود وقتم کز حبیب

کیک و سارخک و مگس دارم نصیب

دیگری گفتش گنه دارم بسی

با گنه چون ره برد آنجا کسی

چون مگس آلوده باشد بی‌خلاف

کی رسد سیمرغ را در کوه قاف

چون ز ره سر تافت مرد پر گناه

کی تواند یافت قرب پادشاه

گفت ای غافل مشو نومید ازو

لطف می‌خواه و کرم جاوید ازو

گر به آسانی نیندازی سپر

کار دشوارت شود ای بی‌خبر

گر نبودی مرد تایب را قبول

کی بدی هر شب برای او نزول

گر گنه کردی، در توبه‌ست باز

توبه کن کین در نخواهد شد فراز

گر به صدق آیی درین ره تو دمی

صد فتوحت پیش بازآید همی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

داستان درباره دیوانه‌ای است که در کنجی نشسته و با شخصی مشهور و عزیز ملاقات می‌کند. آن شخص از دیوانه می‌پرسد که آیا اهلیتی در خود می‌بیند، و دیوانه به مشکلات خود از جمله مگس‌ها و کیک‌ها اشاره می‌کند که زندگی‌اش را عذاب می‌دهد. او خود را به نمرود تشبیه می‌کند که دچار وسوسه‌ها و گمراهی‌ها شده است. سپس شخص دیگری به دیوانه می‌گوید که گناهان زیادی دارد و از خود می‌پرسد که چگونه می‌تواند به مقام و نزدیکی به پادشاه برسد. در پاسخ، دیوانه به او می‌گوید که نباید ناامید شود و باید از لطف و رحمت خداوند کمک بخواهد. او به توبه و صدق در ایمان تأکید می‌کند و می‌گوید اگر وظایف خود را به درستی انجام دهد، خداوند به او کمک خواهد کرد و درهای فتوحات به روی او باز خواهد شد. این شعر پیام امید و توبه را منتقل می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که با صدق و تلاش می‌توان به هدایت و قرب الهی دست یافت.