نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ عطار

عطار نیشابوری / باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ ب‍یحوصله و معانی كه تعلّق به / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

جانا جانم غرقهٔ دریای تو بود

پیوسته چو قطره بی سر وپای تو بود

من حوصله ای نداشتم، این همه کار،

از حوصله بخشیدن سودای تو بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار احساس خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند. او می‌گوید که جانش در عشق معشوق غرق شده و مانند قطره‌ای بی‌سر و پا تحت تاثیر وجود اوست. شاعر به کم‌حوصله بودن خود اشاره می‌کند و می‌گوید که مشکل او از شوق و عشق به معشوق ناشی می‌شود.