شمارهٔ ۹ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
جانا! نظری در دل درویشم کن
یا چارهٔ جان چاره اندیشم کن
این میدانم که خاک میباید شد
گر خاک کنی خاک ره خویشم کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از جانا (عزیز) میخواهد که در دلش جایی داشته باشد و به نوعی درمانی برای دردهایش باشد. او میداند که باید همچون خاک فروتن و humble شود و از او میخواهد که اگر قرار است خاک شود، حداقل او را در مسیر خود و در خاکی که به او تعلق دارد، قرار دهد.