شمارهٔ ۶۸ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
شمع آمد و گفت: زاتش افسر دارم
هر لحظه به نو سوزش دیگر دارم
تا چند به هر جمع من بی سر و پای
در پای افتم از آنچه در سر دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شمع میگوید که شعلهای در دل دارد و به هر لحظه سوزش جدیدی را تجربه میکند. او از سر و پای خود ناتوان است و به خاطر اندیشهها و احساساتی که در سر دارد، به جمعها نمیتواند بپیوندد و در کنار دیگران بیقرار میافتد.