بخش ۱۷ - فی التعصب عطار
عطار نیشابوری / آغاز کتاب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای تعصب بند بندت کرده بند
چند گوئی چند از هفتاد و اند
در سلامت هفتصد ملت ز تو
لیک هفتاد و دو پر علت ز تو
هست کیش و راه و ملت بیشمار
تا تو بشماری نیابی روزگار
هر زمان خونی دگر نتوان گرفت
با همه کس تیغ بر نتوان گرفت
تو یکی پس در یکی رو بیشکی
تا یکی اندر یکی باشد یکی
بی تعصب گرد و بی تقلید شو
شرک سوز و غرقهٔ توحید شو
گر تو هستی دوربین و راز دان
پس طبیعت از شریعت باز دان
تا کنی تو پس روی صدیق را
یا علی آن عالم تحقیق را
چون تو بر تقلید باشی کار ساز
شرع را از طبع کی دانی تو باز
گر تو بر تقلید خواهی رفت راه
کوه باشی نه جوی ارزی نه کاه
کرهء خر بر شریعت کی رود
یا رود جز بر طبیعت کی رود
کرهء خر کز پس مادر رود
چون بتقلیدی رود هم خر رود
چون صحابه غرق توحید آمدند
نه چو تو پس رو بتقلید آمدند
تو در ایشان گرتصرف میکنی
در چراغ چارمین پف میکنی
چون صحابه یک بیک آزاده اند
در هدایت چون نجوم افتاده اند
گر کسی در یک تن از آن قوم پاک
کرد طعنی بر ستاره ریخت خاک
گر ستاره یک بیک خواهند رفت
جمله آخر در فلک خواهند رفت
هر یکی چون از فلک تابنده اند
رهبرند و راهرو تا زنده اند
نور بخشند و جهان افروز پاک
گر تو کوری مینبینی زان چه باک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد تعصب و تقلید در دین و ملتها میپردازد. شاعر میگوید که تعصب انسان را به بند میکشد و باعث میشود که نتواند حقیقت را ببیند. او تأکید میکند که در میان ملتها، باورها و راههای مختلفی وجود دارد و انسان باید از تعصب و تقلید دوری کند و به جستجوی حقیقت بپردازد. شاعر به ارزشهای فردی اشاره میکند و میگوید اگر کسی به تقلید بپردازد، نمیتواند به درک واقعی دین و شریعت برسد. او تاکید میکند که صحابه (یاران پیامبر) با ایمان و بدون تقلید آمدهاند و هر یک از آنها نور و روشنایی هستند. در نهایت، شاعر به اهمیت دید باز و توجه به حقیقت و رها شدن از زنجیرهای تعصب اشاره میکند.