بخش ۷ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
پادشاهی دختری دارد چو ماه
تو درون خانه باشی قعر چاه
کی توانی دید هرگز روی او
پس چه کن لازم شواندر کوی او
تو چو لازم باشی آن درگاه را
برتو افتد یک نظر آن ماه را
در دوعالم بس بود آن یک نظر
ور دگر خواهی دگر باشد دگر
آن نظر از جهد تو ناید بدست
لیک بر درگاه میباید نشست
تو نمازی دار دایم سوخته
تادرافتد آتشت افروخته
جد و جهد تو نمازی کردنست
آتش آوردن نه بازی کردنست
لیک آتش هر رکوعی را نخواست
کی بود بر هر رکوعی رنگ راست
ای رکوعی نانمازی چند ازین
نیست این کار مجازی چند ازین
آن رکوعی مستحاضه از توبه
نیم جو زر یک قراضه از تو به
رهروان رفتند پیش گنج باز
در مقامر خانه تو شش پنج باز
رهروان رفتند تو درماندهٔ
حلقهٔ سر زن که بر در ماندهٔ
راه زد مشغولی عالم ترا
نیست پروای خدا یکدم ترا
چون نمیآئی بسر از خویش تو
چون توانی شد خدا اندیش تو
آخر از خواب امل بیدار شو
یکدم ای مست هوا هشیار شو
پس بدین وادی فرو رو مردوار
تا به بینی صد هزاران مرد کار
سر بسر سرگشتگان در کار او
تو چنین آزاد از اسرار او
چند گویم هرکه مرد دین بود
در دلش یک ذره درد این بود
لیک چون تو مرد درد دین نهٔ
دین چه دانی تو که جز عنین نهٔ
دین ندارد کار با عنین بسی
هیچ حاصل نیست گفتن زین بسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به توصیف دختری زیبا به عنوان ماه و درگیری انسانها با عشق و بندگی خدا میپردازد. شاعر میگوید که اگر کسی بخواهد به دیدار آن دختر برسد، باید در کوی او انتظار بکشد و به طور مداوم دعا و نذر کند. تنها یک نظر از آن دختر کافی است تا بهشت را به انسان ببخشد. شاعر اشاره میکند که تلاش در مسیر عشق و دین، نیازمند جدیت و کوشش واقعی است و نباید به چیزهای بیارزش پرداخته شود. او تأکید میکند که هر کسی باید از خواب غفلت بیدار شده و به سوی حقیقت حرکت کند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که درد و رنج برای رسیدن به حقیقت و عشق الهی در دل مؤمنان وجود دارد و انسان باید از superficiality (ظاهرگرایی) دوری کند و به عمق دین و عشق بپردازد.