بخش ۵ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش هفدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آن حکیمی در تفکر میگذشت
دید سرگین دان و گورستان بدشت
نعرهٔ زد گفت ای نظارگان
اینت نعمت اینت نعمت خوارگان
ای عجب با این چنین نفسی درون
میکند هم در خدائی سر برون
زشتی عالم همه از خبث اوست
وآنگهی دارد خدائی نیز دوست
هست در هر نفس این دعوی ولیک
خویش بر فرعون ظاهر کرد نیک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
حکیمی در حال تفکر بود که به سرگین و گورستانی رسید. او با صدای بلند گفت که مردم باید قدر نعمتها را بدانند و تعجب کرد که چگونه کسی با چنین نفسی، میتواند به خداوند نزدیک باشد. او به زشتیهای دنیا اشاره کرد و گفت که ریشهی این زشتیها از خبث نفس انسانهاست، در حالی که میتواند خداوندی هم داشته باشد. هر انسانی باید این حقیقت را در درون خود بیابد، اما در عین حال، خود را همچون فرعون نشان میدهد.