نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش هجدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

جاهلی میگفت احنف را متاب

گر یکی گوئی تو ده گویم جواب

احنفش گفتا تو گر گوئی دهم

من یکی باتو نگویم این بهم

خلق نبود این که تا یابی خبر

از فروتر کس شوی زیر و زبر

چون حقارت بر نتابی از حقیر

چون کشی پس کبریای آن کبیر

خلق چیست ز خلق خون نوشیدن است

باز ناپوشیدن و کوشیدن است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، جاهلی به احنف می‌گوید که از او دوری کن و اگر کسی چیزی بگوید، من جواب می‌دهم. احنف پاسخ می‌دهد که بر خلاف این، من با تو صحبت نمی‌کنم. به دنبال آن، شاعر اشاره می‌کند که افراد ضعیف و حقیر در جستجوی خبر و شناخت، باید از سوی افراد بزرگ‌تر و با ارزش‌تر دوری کنند و به خود حقارت راه ندهند. در نهایت، با اشاره به انسانیت، بیان می‌شود که انسان‌ها باید در تلاش باشند و خود را از حالت ناپوشیده و ناتوانی خارج کنند.