بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بیدلی را بود مالی بر کسی
در تقاضا رنج میدادش بسی
گرچه میرنجید مرد وام دار
زر بدودادن نبودش اختیار
چون خصومت در میان بسیارشد
بر دو خصم آن کار بس دشوار شد
بود درویشی به بیدل گفت خیز
تا بود در گردنش تا رستخیز
زر قیامت بهترت آید بکار
پس بدو بگذار و از وی کن کنار
گفت بیدل در قیامت من ازو
نقد نتوانم ستد روشن ازو
هیچ او فردا بمن ندهد خموش
زان شدم امروز با او سخت کوش
مرد گفتا می ندانم سر این
شرح ده تا این شکم گردد یقین
گفت چون هردو برآئیم از قفس
او و من هر دو یکی باشیم و بس
هر کجا توحید بنماید خدای
شرک باشد گر دوئی ماند بجای
در حقیقت چون من او و او منم
لاجرم آنجا نباشد دشمنم
لیک اینجا نیست توحید آشکار
زو ستانم چون زرم آید بکار
این زمانش زر ستانم بیشکی
بعد ازین هر دو شویم آنگه یکی
گر عدد گردد احد کاری بود
ورنه بی شک رنج بسیاری بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیدلی (نقد و مال دنیا) اشاره میکند که باعث رنج و زحمت انسانها میشود. بیدل به درویشی میگوید که در روز قیامت نمیتواند از کسی چیزی بگیرد و باید روزی را با او به سختی سپری کند. درویش از بیدل میخواهد که دلیل این سرگردانی را توضیح دهد. بیدل در پاسخ میگوید که در دنیا، هر دو در عذاب هستند و اگر هر دو در رستاخیز به یک حقیقت برسند، دیگر دشمنی وجود نخواهد داشت. در حقیقت، او و رقیبش یکی هستند و در نهایت، در عالم برزخ و قیامت، همه چیز به توحید بازمیگردد و این مشکلات دنیوی دیگر وجود نخواهد داشت. اما در این دنیا، به خاطر اختلافات و دشمنیها، انسانها رنج میکشند.