بخش ۶ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و هشتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
صوفئی میرفت و جانی پرغمش
پای بازی زد قفائی محکمش
چون قفای سخت خورد آنجایگاه
کرد آن صوفی مگر از پس نگاه
مرد گفت از چه ز پس نگرندهٔ
کاینت باید خورد تا تو زندهٔ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، صوفیای با دل پرغم در حال رفتن است و وقتی به جایی میرسد، پایش به یک قفای محکم میخورد. او برمیگردد و میبیند که مردی به او نگاه میکند. مرد میگوید که باید خوردن این قفا را تجربه کنی تا زنده بمانی. این اشاره به چالشها و سختیهایی است که در زندگی ممکن است پیش آید.