بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش چهلم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
این سخن نقلست از نوشین روان
گفت اگر خواهی که رازت در جهان
دشمنت نشناسد از زشتی که اوست
تو به نیکوئی مگو در پیش دوست
گر درین پرده نگهداری نفس
هم نفس باشی و گرنه هیچکس
صبح اگر کشتی نفس را در دهان
کی رسیدی این بشولش در جهان
تا زفان سرخ دارد ساکنی
تو به سرسبزی نشسته ایمنی
چون زفان جنبان شود کام سیاه
برتو سر سبزی کند حالی تباه
هیچ عضوی بنده را روز شمار
مهر نکند جز دهن را کردگار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این سخن از نوشین روان است که میگوید اگر میخواهی رازهایت در دنیا پنهان بماند و دشمن نتواند از زشتیهای تو آگاه شود، نباید در مقابل دوست، از نیکیهایت سخن بگویی. اگر نفس خود را در پرده نگهداری، همانی خواهی بود که هستی وگرنه هیچ کسی نخواهد بود. وقتی صبح، نفس خود را در دهان کشتی، چطور میتوانی این راز را در دنیا آشکار کنی؟ تا زمانی که زبانت سرخ است، ایمنی خواهی داشت، اما وقتی زبانت شروع به گفتن کند، ممکن است حال خوبی نداشته باشی. تنها دهن است که در روز شمار برای بندگان مهر میورزد.